آشنايي مختصر با تاريخچه و موانع حزب اراده ملت ايران
هسته اوليه تشكلي كه با نام «حزب اراده ملت ايران» وارد عرصه سياسي شده است، ريشه در جنبش دانشجويي اواخر دهه 60و اوايل دهه 70دارد با اتمام جنگ تحميلي كشور وارد دوره جديدي شد كه پرسشهاي فراواني را به همراه خود داشت .شروع و تداوم فعاليت هاي اين جمع نيز معطوف به اين پرسش بود كه چرا حركتهاي اصلاح طلبانه در كشور ايران به نتيجه مطلوب نرسيده اند؟
واقعيت آن است كه هزينه هاي پرداخت شده از سوي ملت ايران براي پيشرفت كشور و رفع موانع توسعه به مراتب بيشتر از فايده هاي بدست آمده است .در اين راستا بود ،كه جمعي از دانشجويان كه عمدتا در دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران تحصيل مي كردند ابتدا از جستجوي علل ضعف رشته علوم سياسي بويژه از لحاظ زبان تخصصي كار را شروع كرده و جلساتي را با مسئولين دانشكده و دانشگاه تهران برگزار كردند كه حاصل آن افزايش ساعتهاي واحد زبان تخصصي رشته علوم سياسي بود. در واقع همانند جوامع توسعه يافته كه در آنها احزاب در طي فرآيند طولاني و بلند مدت به جهت احساس نيازهايي در سطوح پايين جامعه و تلاش براي رفع آنها شكل گرفته اند، در ايران نيز «حاما» جزو معدود احزابي است كه به اين صورت از پايين شكل گرفته است.
حركت جمعي مذكور در آن مقطع متوقف نشد بلكه موفقيت ناشي از اين عمل جمعي انگيزه اي شد براي تداوم و گسترش فعاليت .
بنابراين افراد ديگري نيز به ويژه از دانشجويان رشته حقوق دانشكده به جمع اضافه شدند و مقرر شد ضمن جديت در امور درسي ،كانوني با عنوان دانشجويان و فارغالتحصيلان حقوق و علوم سياسي تشكيل شود.
اولين جلسه رسمي اين گروه با حضور 20 نفر در سال تحصيلي 69-1368در كوي دانشگاه تهران در يكي از اتاقهاي دانشجويي ساختمان 6برگزار شد كه در اين شرايط دغدغه اصلي جمع يافتن پاسخي مناسب براي پرسشهايي بود كه در ابتداي اين مطلب آورده شده است يعني يافتن دليل يا دلايل اصلي در بدبياري تاريخي ملت ايران و ارايه راه حل عملي و كاربردي براي پايان يافتن اين بدبياري تاريخي.
طي جلسه كوي قرار شد عدهاي به تهيه اساسنامه كانون اقدام نمايند. البته فعاليت جمع محدود به تهيه اساسنامه نبود بلكه فعاليتهاي متعدد ديگري نيز همراه با آن انجام ميگرفت، كه از جمله آنها بحثهاي نظري و مطالعات موردي براي ورود دقيق به موضوع دلايل عقبماندگي و ناكامي هاي تاريخي ايران بود. اين جمع جلسات و ساعات زيادي را صرف آن كرد كه در واقع جزء بحث هاي دايمي، طي چند سال اوليه شكلگيري حزب تا سال 75 بود. همچنين تلاش براي تشكيل تعاوني چند منظوره براي تقويت بنيه اقتصادي مجموعه بود كه عليرغم پيگيريهاي مستمر به نتيجه نهايي نرسيد.
در كنار اين فعاليتها پيگيري امور درسي از برنامه اصلي اعضاء دور نماند و بهترين دليل براي اين تلاش ارزشمند قبولي تقريبا همه اعضاي موسس هسته اوليه حزب در مقطع كارشناسي ارشد بود كه برخي آنرا تا مقطع دكتري نيز ادامه دادهاند.
در طول دوره چهارم مجلس شوراي اسلامي (سالهاي 75-71) اعضاي كانون جلسات متعددي را در ساختمان امور دانشجويي دانشگاه تهران برگزار كردند و در جلسات علاوه بر اساسنامه در خصوص ساير مسايل و مشكلات دانشگاه و دانشجويان و جامعه نيز بحث و بررسي بعمل ميآمد.
بالاخره مرامنامه و اساسنامه كانون در سال 73، به همت اعضا تهيه و به وزارت كشور ارائه گرديد، اما در وزارت مذكور بنا به مسايل فني و ساختاري با مشكل مواجه و عودت داده شد. در مرحله بازنگري دانشجويان ساير دانشكدهها و حتي ساير دانشگاههاي تهران نيز كه مطالبي در خصوص اين مجموعه شنيده بودند، تقاضاي همراهي و همكاري با جمع را نمودند، به همين دليل نوعي بازنگري اساسي در اساسنامه و مرامنامه و بطور كلي در شكل و نوع فعاليت انجام شد و تصميم بر اين شد كه به يك نوع فعاليت و حركت فراگير اقدام شود.
در اين مرحله ضمن عنايت ويژه به خاستگاه اوليه جمع، به منظور تحت شمول قرار دادن تمامي متقاضيان همگامي و همراهي، تشكل به «كانون همبستگي براي توسعه ايران» تغيير نام داد. در واقع ميتوان گفت كه درد مشترك همه بنيانگذاران اين جمع، عدم توسعه بود، حال چه اين عدم توسعه در قالب يك جامعه كوچك، مثل دانشكده حقوق و علوم سياسي، باشد و چه در يك سطح كلان (ايران). به همين دليل تشكل از بررسي و تبيين نارساييها و عقبماندگيهاي يك رشته (علوم سياسي) و يا يك دانشكده و دانشگاه به تحليل و تبيين علل عدم توسعه سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جامعه و جستجوي راهكارهاي عملي لازم تغيير جهت داد.
در كل مرامنامه و اساسنامه مجموعه سمتگيري رهيافت توسعه و پژوهش علل ناكاميهاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي جامعه در طول يكصد سال اخير را بخود گرفته و تمامي بحث و بررسيهاي صورت گرفته در طول سالهاي اوليه تاسيس حزب در اين راستا بوده است. در سال 74، مرامنامه و اساسنامه بر اين اساس تهيه و به وزارت كشور جهت بررسي و اخذ مجوز لازم ارائه گرديد. متاسفانه با توجه به فضاي حاكم بر اين وزارتخانه در آن سالها، مجوز فعاليت صادر نگرديد و حتي پرونده مربوطه نيز در آن وزارتخانه مفقود شد، تا اينكه مجددا در سال 1376، اساسنامه و مرامنامه تحت عنوان «حزب اراده ملت ايران» (حاما) با همان اهداف و ديدگاههاي «كانون همبستگي براي توسعه ايران» تحويل كميسيون ماده 10 احزاب گرديد و بالاخره بعد از كش و قوسهاي فراوان در آذر ماه 1379 مجوز فعاليت رسمي حزب توسط كميسيون مزبور صادر گرديد.
به طور کلي تاريخچه تشکيل حزب به چند فاز تقسيم مي شود :
فاز منهاي يک: بين سال هاي 1368 تا 70 که عمدتاً بحث هاي محفلي بود که که به مشکلات محيط تحصيل اختصاص داشت و مسائل و مشکلات جامعه نيز چاشني بحث ها بود.
فاز صفرم: بين سال هاي 1370 تا 72 که هسته اوليه شکل گرفت. اين هسته شامل حدود بيست نفر مي شد که عمده فعاليت روي مسائل مطالعاتي و نظري متمرکز بود و بيشتر به مشکل يابي اختصاص مي يافت.در اين مرحله ضمن فعاليت هاي جانبي، عمده کار عملي روي تشکيل کانون دانشجويان و فارغ التحصيلان دانشکده حقوق و علوم سياسي بود. آنچه که با جديت تمام در جلسات مجموعه دنبال مي شد.
فاز يک: بين سالهاي 73 تا 76. در اين مرحله با راي مجموعه يک هيات اجرايي موقت 7 نفره شکل گرفت تا کار ثبت قانوني «کانون همبستگي براي توسعه ايران » را پيگيري کند. ضمن اينکه جمع تا حدود شصت نفر گسترش پيدا کرده بود و شامل دانشجويان ساير دانشکدهها و دانشگاهها بود.
در اين مقطع ساختار داخلي مجموعه به تدريج شکل گرفت، از جمله آيين نامه انضباطي براي جمع نيز تدوين گرديد. همچنين تمامي نيروهاي مجموعه به سهم خود نهايت تلاش را در ستادهاي انتخاباتي آقاي خاتمي براي تحقق نقطه عطف دوم خرداد 76 به خرج دادند ولي بدون نام و عنوان خاص.
فاز دو: بين سالهاي 76 تا 79 (مرحله تاسيس رسمي حزب). در اين مرحله فعاليتهاي مختلفي انجام گرفت از جمله:
1- پيگيري جدي براي اخذ مجوز رسمي به نام « حزب اراده ملت ايران»
2- تهيه و ارسال ديدگاههاي حزب در خصوص مسائل سياست داخلي، سياست خارجي، مسائل اقتصادي و فرهنگي و اجتماعي به آقاي خاتمي و اعلام آمادگي جهت کمک به آرمانهاي ملت ايران در جنبش دوم خرداد 76
3- برگزاري دو کنگره حزبي در سالهاي 76 و 78 و شکل گيري شوراي مرکزي 15 نفره حزب و استقرار ارکان و سازماندهي اوليه حزب
4- انتشار چندين خبرنامه داخلي
5- تهيه دفتر مناسب براي حزب در چهارراه کالج
6- ورود حزب به انتخابات مجلس ششم با حدود 50 کانديداي عضو حزب يا متمايل به مواضع حزب در سراسر کشور که حدود 12 نفر آنها موفق به ورود به مجلس شدند.
7- تدوين جزوه هاي آموزشي «چرا ما هستيم »، «مواضع سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي حزب»،«مبرم ترين وظايف نسل اول حزب » و «استراتژي حزب در انتخابات مجلس ششم».
فاز سه: بين سالهاي 79 تا 81 مرحله فعالت رسمي حزب با اعلام موجوديت رسمي حزب كه طي مصاحبه مطبوعاتي شش نفر از اعضاي شوراي مرکزي در دفتر مرکزي حزب در پاييز 79 انجام گرفت. در اين مرحله عمده فعاليتهايي که حزب انجام ميدهد عبارتند از :
1- صدور پنج بيانيه به مناسبت اعلام موجوديت و ساير مسائل مملکتي و بين المللي که آخرين بيانيه مربوط به حادثه 11 سپتامبر بود.
2- برگزاري کنگره فوق العاده براي چگونگي ورود حزب به انتخابات رياست جمهوري سال 80 که نتيجه آن حمايت مشروط از آقاي خاتمي بود که طي بيانيه رسمي اعلام گرديد.
3- تلاش براي شکل گيري جبهه اصلاح طلبان متشکل از 22 تشکل رسمي اصلاح طلب غير از گروههاي 18گانه دوم خرداد که اين مجموعه هم فعاليت جداگانه در انتخابات سال 80 داشت و در خانه احزاب نيز فراکسيون نيرومندي را تشکيل داد.
4- انجام فعاليتهاي انتخاباتي و تشکيل ستاد در 22 استان کشور براي آقاي خاتمي و درآوردن 8 نوع اقلام تبليغاتي حزبي براي تبليغ کانديداي مورد حمايت.
5- رايزني با تمامي جريانهاي اصلاح طلب رسمي و غير رسمي به منظور آسيب شناسي جريان اصلاحات و جلوگيري از انحرافات و خطراتي که حرکت اصلاحي را تهديد مي کرد.
6- تشکيل پيش کنگره براي چهارمين کنگره سراسري حزب.
7- تشکيل پلنوم حزبي با شرکت کادرهاي اصلي حزب در تالار حاتم تهران در تابستان 81 که با توجه به بحث ها و نتيجه گيري هاي آن جلسه فعاليت حزب به صورت نيمه تعطيل درآمد.که شرح علت آن از عهده اين بحث خارج است.
فاز چهار (بين سالهاي 81 تا 84): در اين مرحله حزب با اتخاذ تاکتيک «نه گسترش و نه تعطيل»، بيشتر و عمدتاً به مسائل داخلي خود پرداخته و صرفا در بخش سازمان جوانان و دانشجويان اقدام به گسترش نمود.
با ورود حزب به انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري که با عضويت فعال در «ائتلاف نهم براي فرداي بهتر» همراه بود عملا از نيمه دوم سال 83 به فعاليت انتخاباتي روي آورد ولي در کنار تشکيل ستاد انتخاباتي بحث مربوط به تجديد سازمان و گسترش را که عمدتا در سازمان جوانان و دانشجويان حزب پيگيري ميشود را نيز مد نظر قرار داشت.
مطالعات و تحقيقات پيرامون ابعاد مختلف توسعهنيافتگي در ايران، اين پاسخ را پيش روي بانيان حزب گذاشت كه اين مجموعه رفتارهاي جمعي و مناسبات في مابين مردم و دولت ـ در همه حوزههاي زيست جمعي ـ از خانواده به عنوان كوچكترين نهاد اجتماعي تا نظام سياسي، داراي اشكالات عديدهاي است كه نبود فرهنگ كار جمعي، علت اساسي به نتيجه نرسيدن جنبشهاي ترقيخواهانه در يكصد سال گذشته مي باشد. البته سيطره مطلقنگري در ايستارها و باورهاي حاكم بر جامعه، هرچند محصول نبود فرهنگ كار جمعي مي باشد، مزيد بر علت نيز شده است.
لذا با هدف گسترش و نهادينه كردن فرهنگ كار جمعي از درون حزب به سطح جامعه ـ اين مجموعه قالب حزب گرفته و در نيمه دوم سال 1379 رسماً پروانه فعاليت سياسي با نام «حزب اراده ملت ايران» دريافت نمود. اهداف و راهكارهاي پيشنهادي حزب جهت اداره امور جامعه و ارتقا سطح كمي و كيفي زندگي شهروندان در اساسنامه و مرامنامه آن آمده است. از نظر اين حزب، عبور كم هزينه از دور گذار،اصلاحات تدريجي و تعميق مولفههاي توسعهيافتگي به عنوان پيش درآمد توسعه اقتصادي ميباشد، چرا كه بدون مشاركت نهادينه و مديريت شده از سوي جريانهاي فكري و سياسي، توسعه اقتصادي فراهم نخواهد شد. به باور اين حزب، حركت به سمت توسعه، محصول طبيعي تكامل اجتماعي هر جامعه ميباشد و وظيفه اصلي نخبگان سياسي ـ اجتماعي و نهادهاي مدني، كم كردن هزينههاي اصلاحات و استفاده بهينه از فرصتهايي است كه به سرعت زمان از دست ميروند.
حزب اراده ملت ايران (حاما)، همه احزاب سياسي و ساير نهادهاي مدني كشور را اندوختههاي ملي دانسته و بدنبال آن است كه از تجارب همه آنها به نحو شايستهاي استفاده كند تا از تكرار تجربههايي كه ملت هزينه هاي كسب آنها را پرداختهاند، تا حد امكان و توان خود، پيشگيري نمايد و به جاي شروع از نقطه صفر، در استمرار حركتهاي به سمت توسعه قدم بردارد.
حاما، به توسعه همه جانبه و پايدار، و فضاي باز سياسي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي معتقد بوده و وظيفه خود را كمك به تحقق و تعميق اين فرآيند تاريخي و كم كردن هزينههاي پيش روي توسعه از دوش ملت ميداند و بر اين باور است كه همه گروههاي فكري جامعه در كنار هم و در رقابتي مسالمتآميز ميتوانند توسعه كشور را فراهم نمايند.
از نظر اين حزب، آزادي، امنيت، عدالت اجتماعي و حاكميت قانون خواستههاي مشترك چهار نسل گذشته ميباشند كه از انقلاب مشروطه آغاز و در نهضت ملي كردن صنعت نفت، انقلاب اسلامي 57 و جنبش جامعه مدني در 2 خرداد 76، به شكلهاي متفاوتي تكرار شده است. حاما معتقد است نسلي كه جنبش دوم خرداد را آفريده، به خاطر ويژگيهاي برجستهاي كه دارد، با اتكا به تجربه پيشينيان خود، قادر است به بدبياري تاريخي اين ملك و ملت پايان دهد. اين نسل، كه اكثر بانيان و اعضاي حزب اراده ملت ايران را تشكيل ميدهد، از حادثه 17 شهريور 57 و جنگ تحميلي و كوران حوادث 22 سالهاي بعد از انقلاب، تجربه فشرده 20 سالهاي را در خود جاي داده است و توانايي هدايت سالم جنبش اصلاحطلبي را دارد. اعتقاد حاما به تواناييهاي اين نسل وقتي كامل ميشود كه انتقاد از عملكردهاي خود در مجموعهي رفتارها در پالايش و نوسازي فكري در اين نسل هويداست و فرهنگ كار جمعي نيز، در بين آنها، به مراتب بيشتر از نسلهاي ماقبل ميباشد.
حزب اراده ملت ايران، ضمن احترام به تمامي شخصيتها و جريانهاي سياسي و اجتماعي گذشته و موجود، به مثابه فرزند خلف پيشينيان مصلح اين مرز و بوم ،به همه نسلهاي گذشته به ديده احترام مينگرد و اميدوار است در كنار ساير احزاب و گروههاي سياسي ـ كه ملزومات يك جامعه توسعه يافتهاند ـ بتواند در فضايي آرام و بدور از تنش و حاكم كردن عقلانيت در رفتارهاي خود در جهت توسعه و آباداني كشور گام بردارد تا باري از دوش ملت كم كند. هرچند، تا رسيدن به ايراني آباد و آزاد و سربلند راهي طولاني و طاقت فرسا در پيش است، اما به اعتقاد اين حزب، خدا سرنوشت هيچ ملتي را تغيير نميدهد مگر آنكه خود آن ملت بخواهند و بديهي است كه در صورت رفع موانع توسعه، با توجه به ظرفيتهاي عظيم انساني، منابع و موقعيتهاي استراتژيك ايران ، پيشرفت و ترقي ميهن عزيزمان به صورت جهشي و عمودي خواهد بود.
واقعيت آن است كه هزينه هاي پرداخت شده از سوي ملت ايران براي پيشرفت كشور و رفع موانع توسعه به مراتب بيشتر از فايده هاي بدست آمده است .در اين راستا بود ،كه جمعي از دانشجويان كه عمدتا در دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران تحصيل مي كردند ابتدا از جستجوي علل ضعف رشته علوم سياسي بويژه از لحاظ زبان تخصصي كار را شروع كرده و جلساتي را با مسئولين دانشكده و دانشگاه تهران برگزار كردند كه حاصل آن افزايش ساعتهاي واحد زبان تخصصي رشته علوم سياسي بود. در واقع همانند جوامع توسعه يافته كه در آنها احزاب در طي فرآيند طولاني و بلند مدت به جهت احساس نيازهايي در سطوح پايين جامعه و تلاش براي رفع آنها شكل گرفته اند، در ايران نيز «حاما» جزو معدود احزابي است كه به اين صورت از پايين شكل گرفته است.
حركت جمعي مذكور در آن مقطع متوقف نشد بلكه موفقيت ناشي از اين عمل جمعي انگيزه اي شد براي تداوم و گسترش فعاليت .
بنابراين افراد ديگري نيز به ويژه از دانشجويان رشته حقوق دانشكده به جمع اضافه شدند و مقرر شد ضمن جديت در امور درسي ،كانوني با عنوان دانشجويان و فارغالتحصيلان حقوق و علوم سياسي تشكيل شود.
اولين جلسه رسمي اين گروه با حضور 20 نفر در سال تحصيلي 69-1368در كوي دانشگاه تهران در يكي از اتاقهاي دانشجويي ساختمان 6برگزار شد كه در اين شرايط دغدغه اصلي جمع يافتن پاسخي مناسب براي پرسشهايي بود كه در ابتداي اين مطلب آورده شده است يعني يافتن دليل يا دلايل اصلي در بدبياري تاريخي ملت ايران و ارايه راه حل عملي و كاربردي براي پايان يافتن اين بدبياري تاريخي.
طي جلسه كوي قرار شد عدهاي به تهيه اساسنامه كانون اقدام نمايند. البته فعاليت جمع محدود به تهيه اساسنامه نبود بلكه فعاليتهاي متعدد ديگري نيز همراه با آن انجام ميگرفت، كه از جمله آنها بحثهاي نظري و مطالعات موردي براي ورود دقيق به موضوع دلايل عقبماندگي و ناكامي هاي تاريخي ايران بود. اين جمع جلسات و ساعات زيادي را صرف آن كرد كه در واقع جزء بحث هاي دايمي، طي چند سال اوليه شكلگيري حزب تا سال 75 بود. همچنين تلاش براي تشكيل تعاوني چند منظوره براي تقويت بنيه اقتصادي مجموعه بود كه عليرغم پيگيريهاي مستمر به نتيجه نهايي نرسيد.
در كنار اين فعاليتها پيگيري امور درسي از برنامه اصلي اعضاء دور نماند و بهترين دليل براي اين تلاش ارزشمند قبولي تقريبا همه اعضاي موسس هسته اوليه حزب در مقطع كارشناسي ارشد بود كه برخي آنرا تا مقطع دكتري نيز ادامه دادهاند.
در طول دوره چهارم مجلس شوراي اسلامي (سالهاي 75-71) اعضاي كانون جلسات متعددي را در ساختمان امور دانشجويي دانشگاه تهران برگزار كردند و در جلسات علاوه بر اساسنامه در خصوص ساير مسايل و مشكلات دانشگاه و دانشجويان و جامعه نيز بحث و بررسي بعمل ميآمد.
بالاخره مرامنامه و اساسنامه كانون در سال 73، به همت اعضا تهيه و به وزارت كشور ارائه گرديد، اما در وزارت مذكور بنا به مسايل فني و ساختاري با مشكل مواجه و عودت داده شد. در مرحله بازنگري دانشجويان ساير دانشكدهها و حتي ساير دانشگاههاي تهران نيز كه مطالبي در خصوص اين مجموعه شنيده بودند، تقاضاي همراهي و همكاري با جمع را نمودند، به همين دليل نوعي بازنگري اساسي در اساسنامه و مرامنامه و بطور كلي در شكل و نوع فعاليت انجام شد و تصميم بر اين شد كه به يك نوع فعاليت و حركت فراگير اقدام شود.
در اين مرحله ضمن عنايت ويژه به خاستگاه اوليه جمع، به منظور تحت شمول قرار دادن تمامي متقاضيان همگامي و همراهي، تشكل به «كانون همبستگي براي توسعه ايران» تغيير نام داد. در واقع ميتوان گفت كه درد مشترك همه بنيانگذاران اين جمع، عدم توسعه بود، حال چه اين عدم توسعه در قالب يك جامعه كوچك، مثل دانشكده حقوق و علوم سياسي، باشد و چه در يك سطح كلان (ايران). به همين دليل تشكل از بررسي و تبيين نارساييها و عقبماندگيهاي يك رشته (علوم سياسي) و يا يك دانشكده و دانشگاه به تحليل و تبيين علل عدم توسعه سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جامعه و جستجوي راهكارهاي عملي لازم تغيير جهت داد.
در كل مرامنامه و اساسنامه مجموعه سمتگيري رهيافت توسعه و پژوهش علل ناكاميهاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي جامعه در طول يكصد سال اخير را بخود گرفته و تمامي بحث و بررسيهاي صورت گرفته در طول سالهاي اوليه تاسيس حزب در اين راستا بوده است. در سال 74، مرامنامه و اساسنامه بر اين اساس تهيه و به وزارت كشور جهت بررسي و اخذ مجوز لازم ارائه گرديد. متاسفانه با توجه به فضاي حاكم بر اين وزارتخانه در آن سالها، مجوز فعاليت صادر نگرديد و حتي پرونده مربوطه نيز در آن وزارتخانه مفقود شد، تا اينكه مجددا در سال 1376، اساسنامه و مرامنامه تحت عنوان «حزب اراده ملت ايران» (حاما) با همان اهداف و ديدگاههاي «كانون همبستگي براي توسعه ايران» تحويل كميسيون ماده 10 احزاب گرديد و بالاخره بعد از كش و قوسهاي فراوان در آذر ماه 1379 مجوز فعاليت رسمي حزب توسط كميسيون مزبور صادر گرديد.
به طور کلي تاريخچه تشکيل حزب به چند فاز تقسيم مي شود :
فاز منهاي يک: بين سال هاي 1368 تا 70 که عمدتاً بحث هاي محفلي بود که که به مشکلات محيط تحصيل اختصاص داشت و مسائل و مشکلات جامعه نيز چاشني بحث ها بود.
فاز صفرم: بين سال هاي 1370 تا 72 که هسته اوليه شکل گرفت. اين هسته شامل حدود بيست نفر مي شد که عمده فعاليت روي مسائل مطالعاتي و نظري متمرکز بود و بيشتر به مشکل يابي اختصاص مي يافت.در اين مرحله ضمن فعاليت هاي جانبي، عمده کار عملي روي تشکيل کانون دانشجويان و فارغ التحصيلان دانشکده حقوق و علوم سياسي بود. آنچه که با جديت تمام در جلسات مجموعه دنبال مي شد.
فاز يک: بين سالهاي 73 تا 76. در اين مرحله با راي مجموعه يک هيات اجرايي موقت 7 نفره شکل گرفت تا کار ثبت قانوني «کانون همبستگي براي توسعه ايران » را پيگيري کند. ضمن اينکه جمع تا حدود شصت نفر گسترش پيدا کرده بود و شامل دانشجويان ساير دانشکدهها و دانشگاهها بود.
در اين مقطع ساختار داخلي مجموعه به تدريج شکل گرفت، از جمله آيين نامه انضباطي براي جمع نيز تدوين گرديد. همچنين تمامي نيروهاي مجموعه به سهم خود نهايت تلاش را در ستادهاي انتخاباتي آقاي خاتمي براي تحقق نقطه عطف دوم خرداد 76 به خرج دادند ولي بدون نام و عنوان خاص.
فاز دو: بين سالهاي 76 تا 79 (مرحله تاسيس رسمي حزب). در اين مرحله فعاليتهاي مختلفي انجام گرفت از جمله:
1- پيگيري جدي براي اخذ مجوز رسمي به نام « حزب اراده ملت ايران»
2- تهيه و ارسال ديدگاههاي حزب در خصوص مسائل سياست داخلي، سياست خارجي، مسائل اقتصادي و فرهنگي و اجتماعي به آقاي خاتمي و اعلام آمادگي جهت کمک به آرمانهاي ملت ايران در جنبش دوم خرداد 76
3- برگزاري دو کنگره حزبي در سالهاي 76 و 78 و شکل گيري شوراي مرکزي 15 نفره حزب و استقرار ارکان و سازماندهي اوليه حزب
4- انتشار چندين خبرنامه داخلي
5- تهيه دفتر مناسب براي حزب در چهارراه کالج
6- ورود حزب به انتخابات مجلس ششم با حدود 50 کانديداي عضو حزب يا متمايل به مواضع حزب در سراسر کشور که حدود 12 نفر آنها موفق به ورود به مجلس شدند.
7- تدوين جزوه هاي آموزشي «چرا ما هستيم »، «مواضع سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي حزب»،«مبرم ترين وظايف نسل اول حزب » و «استراتژي حزب در انتخابات مجلس ششم».
فاز سه: بين سالهاي 79 تا 81 مرحله فعالت رسمي حزب با اعلام موجوديت رسمي حزب كه طي مصاحبه مطبوعاتي شش نفر از اعضاي شوراي مرکزي در دفتر مرکزي حزب در پاييز 79 انجام گرفت. در اين مرحله عمده فعاليتهايي که حزب انجام ميدهد عبارتند از :
1- صدور پنج بيانيه به مناسبت اعلام موجوديت و ساير مسائل مملکتي و بين المللي که آخرين بيانيه مربوط به حادثه 11 سپتامبر بود.
2- برگزاري کنگره فوق العاده براي چگونگي ورود حزب به انتخابات رياست جمهوري سال 80 که نتيجه آن حمايت مشروط از آقاي خاتمي بود که طي بيانيه رسمي اعلام گرديد.
3- تلاش براي شکل گيري جبهه اصلاح طلبان متشکل از 22 تشکل رسمي اصلاح طلب غير از گروههاي 18گانه دوم خرداد که اين مجموعه هم فعاليت جداگانه در انتخابات سال 80 داشت و در خانه احزاب نيز فراکسيون نيرومندي را تشکيل داد.
4- انجام فعاليتهاي انتخاباتي و تشکيل ستاد در 22 استان کشور براي آقاي خاتمي و درآوردن 8 نوع اقلام تبليغاتي حزبي براي تبليغ کانديداي مورد حمايت.
5- رايزني با تمامي جريانهاي اصلاح طلب رسمي و غير رسمي به منظور آسيب شناسي جريان اصلاحات و جلوگيري از انحرافات و خطراتي که حرکت اصلاحي را تهديد مي کرد.
6- تشکيل پيش کنگره براي چهارمين کنگره سراسري حزب.
7- تشکيل پلنوم حزبي با شرکت کادرهاي اصلي حزب در تالار حاتم تهران در تابستان 81 که با توجه به بحث ها و نتيجه گيري هاي آن جلسه فعاليت حزب به صورت نيمه تعطيل درآمد.که شرح علت آن از عهده اين بحث خارج است.
فاز چهار (بين سالهاي 81 تا 84): در اين مرحله حزب با اتخاذ تاکتيک «نه گسترش و نه تعطيل»، بيشتر و عمدتاً به مسائل داخلي خود پرداخته و صرفا در بخش سازمان جوانان و دانشجويان اقدام به گسترش نمود.
با ورود حزب به انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري که با عضويت فعال در «ائتلاف نهم براي فرداي بهتر» همراه بود عملا از نيمه دوم سال 83 به فعاليت انتخاباتي روي آورد ولي در کنار تشکيل ستاد انتخاباتي بحث مربوط به تجديد سازمان و گسترش را که عمدتا در سازمان جوانان و دانشجويان حزب پيگيري ميشود را نيز مد نظر قرار داشت.
مطالعات و تحقيقات پيرامون ابعاد مختلف توسعهنيافتگي در ايران، اين پاسخ را پيش روي بانيان حزب گذاشت كه اين مجموعه رفتارهاي جمعي و مناسبات في مابين مردم و دولت ـ در همه حوزههاي زيست جمعي ـ از خانواده به عنوان كوچكترين نهاد اجتماعي تا نظام سياسي، داراي اشكالات عديدهاي است كه نبود فرهنگ كار جمعي، علت اساسي به نتيجه نرسيدن جنبشهاي ترقيخواهانه در يكصد سال گذشته مي باشد. البته سيطره مطلقنگري در ايستارها و باورهاي حاكم بر جامعه، هرچند محصول نبود فرهنگ كار جمعي مي باشد، مزيد بر علت نيز شده است.
لذا با هدف گسترش و نهادينه كردن فرهنگ كار جمعي از درون حزب به سطح جامعه ـ اين مجموعه قالب حزب گرفته و در نيمه دوم سال 1379 رسماً پروانه فعاليت سياسي با نام «حزب اراده ملت ايران» دريافت نمود. اهداف و راهكارهاي پيشنهادي حزب جهت اداره امور جامعه و ارتقا سطح كمي و كيفي زندگي شهروندان در اساسنامه و مرامنامه آن آمده است. از نظر اين حزب، عبور كم هزينه از دور گذار،اصلاحات تدريجي و تعميق مولفههاي توسعهيافتگي به عنوان پيش درآمد توسعه اقتصادي ميباشد، چرا كه بدون مشاركت نهادينه و مديريت شده از سوي جريانهاي فكري و سياسي، توسعه اقتصادي فراهم نخواهد شد. به باور اين حزب، حركت به سمت توسعه، محصول طبيعي تكامل اجتماعي هر جامعه ميباشد و وظيفه اصلي نخبگان سياسي ـ اجتماعي و نهادهاي مدني، كم كردن هزينههاي اصلاحات و استفاده بهينه از فرصتهايي است كه به سرعت زمان از دست ميروند.
حزب اراده ملت ايران (حاما)، همه احزاب سياسي و ساير نهادهاي مدني كشور را اندوختههاي ملي دانسته و بدنبال آن است كه از تجارب همه آنها به نحو شايستهاي استفاده كند تا از تكرار تجربههايي كه ملت هزينه هاي كسب آنها را پرداختهاند، تا حد امكان و توان خود، پيشگيري نمايد و به جاي شروع از نقطه صفر، در استمرار حركتهاي به سمت توسعه قدم بردارد.
حاما، به توسعه همه جانبه و پايدار، و فضاي باز سياسي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي معتقد بوده و وظيفه خود را كمك به تحقق و تعميق اين فرآيند تاريخي و كم كردن هزينههاي پيش روي توسعه از دوش ملت ميداند و بر اين باور است كه همه گروههاي فكري جامعه در كنار هم و در رقابتي مسالمتآميز ميتوانند توسعه كشور را فراهم نمايند.
از نظر اين حزب، آزادي، امنيت، عدالت اجتماعي و حاكميت قانون خواستههاي مشترك چهار نسل گذشته ميباشند كه از انقلاب مشروطه آغاز و در نهضت ملي كردن صنعت نفت، انقلاب اسلامي 57 و جنبش جامعه مدني در 2 خرداد 76، به شكلهاي متفاوتي تكرار شده است. حاما معتقد است نسلي كه جنبش دوم خرداد را آفريده، به خاطر ويژگيهاي برجستهاي كه دارد، با اتكا به تجربه پيشينيان خود، قادر است به بدبياري تاريخي اين ملك و ملت پايان دهد. اين نسل، كه اكثر بانيان و اعضاي حزب اراده ملت ايران را تشكيل ميدهد، از حادثه 17 شهريور 57 و جنگ تحميلي و كوران حوادث 22 سالهاي بعد از انقلاب، تجربه فشرده 20 سالهاي را در خود جاي داده است و توانايي هدايت سالم جنبش اصلاحطلبي را دارد. اعتقاد حاما به تواناييهاي اين نسل وقتي كامل ميشود كه انتقاد از عملكردهاي خود در مجموعهي رفتارها در پالايش و نوسازي فكري در اين نسل هويداست و فرهنگ كار جمعي نيز، در بين آنها، به مراتب بيشتر از نسلهاي ماقبل ميباشد.
حزب اراده ملت ايران، ضمن احترام به تمامي شخصيتها و جريانهاي سياسي و اجتماعي گذشته و موجود، به مثابه فرزند خلف پيشينيان مصلح اين مرز و بوم ،به همه نسلهاي گذشته به ديده احترام مينگرد و اميدوار است در كنار ساير احزاب و گروههاي سياسي ـ كه ملزومات يك جامعه توسعه يافتهاند ـ بتواند در فضايي آرام و بدور از تنش و حاكم كردن عقلانيت در رفتارهاي خود در جهت توسعه و آباداني كشور گام بردارد تا باري از دوش ملت كم كند. هرچند، تا رسيدن به ايراني آباد و آزاد و سربلند راهي طولاني و طاقت فرسا در پيش است، اما به اعتقاد اين حزب، خدا سرنوشت هيچ ملتي را تغيير نميدهد مگر آنكه خود آن ملت بخواهند و بديهي است كه در صورت رفع موانع توسعه، با توجه به ظرفيتهاي عظيم انساني، منابع و موقعيتهاي استراتژيك ايران ، پيشرفت و ترقي ميهن عزيزمان به صورت جهشي و عمودي خواهد بود.



تاریخچه حزب











































